تبليغاتX
داستان/ مقاله

داستان/ مقاله

     

 

قصه‌های پری‌وار/ کامران محمدی/ نشر ققنوس 

این مجموعه شامل 39 داستان است که در دو بخشِ داستان‌های پری‌وار و داستان‌های واقعی نوشته شده‌اند. بخش پری‌وار از 17 داستان کوتاه و لطیف تشکیل شده که همه‌ی آنها از زاویه‌ی راوی اول شخص، یعنی همسر پری، روایت می‌شوند و بخش داستان‌های واقعی شامل 22 داستان است که مبین دغدغه‌های ذهنی نویسنده به جنگ و حواشی آن است. این داستان‌ها روایت‌های بسیار لطیفی هستند از دنیایی که رد پای جنگ، مثل جای انگشت فرشته، هنوز بر آن باقی‌مانده‌است.

 "موهای پری رها می‌شود توی باد. دست‌هایش را مثل دوبال پروانه به هم می‌زند. باد به اندام برهنه‌اش می‌پیچد و پایین می‌رود. از میان دو پایش عبور می‌کند تا روی ساقه‌های شالیزار.

من دست دراز می‌کنم. پروانه می‌پرد. از خواب می‌پرم."(ص37)

 

دیدار با خورشید/ محمدرضا پورجعفری/ نشر نیلوفر

دیدار با خورشید مجموعه داستانی است در 4 بخشِ دیدار با خورشید، تب، تن و متامورفی که شامل سی داستان کوتاه است با مضامینی پیرامون فلسفه‌ی حیات انسان؛ خصوصا سه بخش انتهایی اثر که نگاهی تازه و بدیع به انسان دارد. همه‌ی داستان‌ها به غیر از یکی از داستان‌ها که راوی دوم شخص دارد، از دیدگاه اول شخص روایت می‌شوند. راوی اول شخصی که تصویری از «من» روایتگر را برای خواننده ترسیم می‌کند تا به کنکاش درونی و تقابل با جهان بیرون بپردازد.

"حالا از این پنجره به جنگل تو نگاه می‌کنم. جنگل کوچولوی تمیز که روبه‌روی من ایستاده نگاه سبزش را به من دوخته است. گاهی چیزی می‌گوید. با زبان گنجشک و سهره چیزی می‌گوید، با باد در لابه‌لای چنار و زبان گنجشک. مرا به جا نمی‌آورد."

 

پرتره‌‌ی مرد ناتمام/ امیرحسین یزدان‌بند/ نشر چشمه

اولین اثر امیرحسین یزدان‌بد، شامل هشت داستات کوتاه است. ویژگی برتر این مجموعه در زبان شسته رفته و در نثر سالم و پاکیزه‌ی آن و علاوه بر این‌ها در توانایی نویسنده بر داستان‌پردازی استوار است. از داستان‌های این مجموعه می‌توان «جنوار»، «مارسیای عزیز» و «یک دقیقه روی سفیدی سرد دوکی شکل» را نام برد. که داستان جنوار بلندترین آنها است.

"یعنی وقتی آمدید که این‌جوری نبودیم. همه چیز پیچیده بود درهم. همه چیز مبهم بود. شاید هم از بی‌خوابی شب پیشش بود که من دلم شور می‌زد و هی خوابم نمی‌برد و نمی‌فهمیدم که چرا. آن‌وقت نگاهمان کردید و گفتید" مرا تو بی‌سببی نیستی..." ما سبب نمی‌فهمیدیم. در دنیایی بودیم که هر چیزی مسبب قطعی‌اش را با خودش داشت. هر کوفتی که بود، بالاخره سببی بود برای خودش."

 

زن نازنین/ لاله برزگر/ نشر ثالث

مجموعه داستان «زن نازنین» شامل 21 داستان کوتاه است که در آنها راوي‌ قصه‌ها زن‌ها هستند. راوی‌هایی از دل روزمرگی. و برای همین است که مجموعه‌ی این داستان‌ها نمایشی است از یک زن از طبقه‌ی متوسط اجتماع و جالب این است که هیچ کدام از این زن‌ها نامی ندارند، و براساس جایگاهشان در روایت قصه‌ها، مورد خطاب قرار می‌گیرند. زن نازنین اولین تجربه‌ی نویسنده‌ای تازه کار و جوان است که کوشیده تا با نگاهی دیگر به بیانی نو در روایت داستان‌ها برسد.

 

درباره‌ی آلبرکامو/ ریچارد کمبر/ ترجمه کیهان بهمنی/ نشر افراز

اگرچه درباره‌ی آلبرکامو نویسنده‌ی الجزایری فرانسوی‌الاصل، خیلی‌ها نوشته شده و خیلی چیزها گفته‌شده، اما واقعیت این است که هنوز هم ناگفته‌ها درباره‌ی او بسیار است. دلیل آن همین نوشته‌ها و گفته‌ها و تنوع دیدگاه‌هاست. یکی او را نویسنده‌ای ضداخلاق می‌داند و دیگری اخلاق‌گرایی مدرن با گرایشات عمیق فلسفی می‌خواندش و آن دیگری در برابر آرای دیگرانی که پوچ‌گرا و بی‌ایمانش می‌خوانند، از راه‌های گریز و چاره‌‌ی او برای نجات روح بشر می‌گوید! پس باید پذیرفت که درباره‌ی کامو، هنوز، همه چیز گفته نشده. «ريچارد كمبر» در كتابی که درباره‌ي كامو نوشته،  نشان مي‌دهد كه كامو تا به چه پايه تحت تاثير افكار و عقايد پاسكال، دانشمند و ریاضی‌دان قرن هفدهم بوده‌است؛ چنانكه در سال 1943 در نامه‌اي خطاب به «كلاود دو فرمينويل» كه از دوستان بسيار نزديكش بوده، مي‌نويسد:

"اگر بداني آثار پاسكال تا چه اندازه مسحور كننده است...مطالب او درباره‌ي عمق وجود بشر واضح، عميق و فراموش‌نشدني و داراي شكوهي بي‌حد و اندازه است." (ص27)

 

روزنامه اندیشه نو/ یکشنبه ۱۷/آبان 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:30  توسط فرشته نوبخت  | 

 

گزارش نقد مجموعه داستان دیدار با خورشید اثر محمدرضا پورجعفری را اینجا بخوانید. 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 21:22  توسط فرشته نوبخت 

 

گفت: همه‌‌ی زندگی قصه است. حتی خودِ تو که الآن روبرویم نشسته‌ای و داری این طور نگاهم می‌کنی.

 خواستم بپرسم: چطوری؟ اما گفتم: اگر این طور است، چرا وقتی قصه می‌خوانیم، لذت می‌بریم اما وقتی زندگی می‌کنیم، رنج می‌کشیم؟

 گفت: اینهم خودش یک قصه است. اگر توی قصه‌ها زندگی کنی رنج می‌کشی اما اگر توی زندگی قصه بخوانی لذت می‌بری. زندگی هم یک جور قصه است.

گفتم: وقتی می‌نویسی چی؟

گفت: باید توی قصه ها زندگی کنی، تا بنویسی‌اشان.

بعد دیگر چیزی نگفت و خیره شد به من که داشتم به قصه‌ای که با هم داشتیم فکر می‌کردم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 8:13  توسط فرشته نوبخت  |